شعرفردا

آن دختر زیبا,که می کشاند مرا به کوچه ی فردا,اُمیدست


درود دوست عزیز

با سياس از محبت و همراهی شما

احتمال میدم ایمیلم براتون ارسال نشده,يس آدرس صفحاتی رو که بیشتر در اونجا فعالم رو براتون مینویسم

مانا باشید

https://www.facebook.com/saeed.taban.58

http://shaeranejavan.com/

جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴  توسط سعیدتابان  |

 

 

وقتی که دین ظاهـــرت در شهــر مـی غـرّد
در باطنت مـوری غریـب و خوار و بیمارست 

باید که مـورِ باطـنت را پـروراند و خــواست
تا شهرِ آرامش شود,این رسم هشیارست

 

 

 

یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

اعدام احساس

یک استخوان تیره قبرش فشرده تر شد

وقتی که یک گل سرخ قربانی تبر شد

تشکیل ابر تیره تبخیر کار ما بود

باریدنش به روی ویرانه ها چه شر شد

روزی که ما رسیدیم تا قله های عزت

  غفلت بلای ما شد ترفیع ما ضرر شد

یک مشت آتشینیم بر روی سینه ی شب

باید که مشت دیگر شاید که شب دمر شد

بیتی که می نویسم بر روی سطر فردا

اعدام شور و احساس حالا که شب به سر شد

 

 

پانزده دی ماه 91

جمعه نهم آبان ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

....

 

 

 

تنهایی ِ "کوبانی"از ننگ بد سودست

انسانیتم رفتست, این ورطه ی مطرودست

 

 

 

سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

 

 

چَنی هَلگِه دو زَم که بویی چشام
که دنیای تازه بِیینم حَوام

که بویی گُواره دل بی ستار
بُحفته و ِ عشقت صویا با بیار

د ِ دورِه که بیه سِلامَم و ِ وام
مِ تونه فقط سی خود ِخوت میحام

کِی تی تال بازِم خدا هم دونه
م ِ فکر و خیالم تونی دُردونه

حروم دلم با اگر بی تو با
تمومم تونی آسمونم بیا

یه لحظه جدا دِت نِئیمه حریص
نموئه که د ِخُوم جدا بام اَنیس

تو خومی که وا مه لج اُفتائیه
خودآزارُ و ِ رَه کج اُفتائیه

چی یی بَستیه نازنین و دو پام
که وا هوگِلَه وِرمیگَردِم میام

دلم تونه میحا دَس ِ م ِ که نی
اگر که و ِ م ِبا میرم زیتِری

خیابونه بی شونیا تو بِلا
قِدَم بی گُما تو قدم د ِخَرا

اَری کُچکِلَه شاخِمِه اِشکِنای
اَری شاپَری کُشتیمَه کِ میای

دِ می خشکلیُ د ِ ری خشکلی
تونی کُل خویی و ِ کُشتِه زلی

اگر که بیایی و ِ تِم اِ اِنار
دِ مَعنی ِنارَه غَم و قلب ِ زار

د ِ ایچه  بیارم  نکو یا نناز؟!
یَه کِه م ِ حَنِم که نِئی و نِماز!

م ِ ایلانِ دیوار ِم و چَنگ کَش
تو اولان ِ دیواری و گُم د ِچَش

م او ثانیه درمیارِم دو بال
که دیوار ِ وِرداری اِ جون و حال

پِر ِ پیت ِ م ِ سی شَق ِ دِم رَتا
دِ وِرگَردو ای ناقص ِ بِ شفا

 

 

دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

 

درد دل سی کوه موئِم کوه می گریزَه
درد دل سی دار موئِم دار برگ ریزه

اَر بونسیمِه می ری دَ نِمیایی 
بارو بونَت می نیام هر چی بِحایی

دل دردو دل دردو
کشتِمَه دَ نموئم خو

کاشکی بَمردیم ِ مردَه بِییمِه
گِمونِه ای روزنِه و خوم نِییم ِ

فرهاد ِ اِ فرهاد ِ سی کی میکشی رنج
مَردِمو وا حونمو تو رنج بی گنج

ای فِلَک مُلک ِ غصه کِردَه و نامِم
یِه لحظه چرخ فلک نگشت و ِ کامِم

گردش چرخ فلک بی و ِ مرادِم
شادی رَت د ِ خاطِرِم غم مَن و ِ یادِم

م ِ دِ چِلَه بیم غم پرُسی احوالم
چَنی جور ای شادی نَگَشتَه نه دو خیالم

دُرِکه گِرون بها گرو قیمتم
هر دو چَشِم کور بییِن رَتی دِ دَسِم

دَردِمه دونِم قومونِه دَرمونشِه نونِم
چی دِرَختی ریشه کِردَه د مینِه جونم

دالِکه موئَه بیار سیم د ِ دِلُ جو
د ِ مینِه سَر موئَیات نُمِم بَلائو

لری قدیمی 

شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

بمباران غنچه ها

 

کودکان در زیر موشک های پست
غنچه های بی دفاع و پرپرند

مرگ بر فرمان آتش مرگ , مرگ
بس کنید این غنچه ها پیغمبرند

چهارشنبه یکم مرداد ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

 

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن

یار ما این دارد و آن نیز هم

یاد باد آن کو به قصد خون ما

عهد را بشکست و پیمان نیز هم

دوستان در پرده می‌گویم سخن

گفته خواهد شد به دستان نیز هم

چون سر آمد دولت شب‌های وصل

بگذرد ایام هجران نیز هم

هر دو عالم یک فروغ روی اوست

گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

اعتمادی نیست بر کار جهان

بلکه بر گردون گردان نیز هم

عاشق از قاضی نترسد می بیار

بلکه از یرغوی دیوان نیز هم

محتسب داند که حافظ عاشق است

و آصف ملک سلیمان نیز هم

سه شنبه سوم تیر ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

چه کسی جای تو را می گیرد

دیشب از دست دل بی طاقت

رفته بودم به غروب شادم

پی آن خاطره ی شیرینم

غم گم کردن راه

به سرم هیچ نبود

آخر این سر به غروب

لقبش راه بلد بوده و هست

می گذشت از همه ی خاطره هایی که لجنزاری بود

شب تر از این شب شوم دل زار ما بود

و رسیدم به غروب

خاطره بر سر آن یاد نبود

چشم چرخاندم و دیدم

گوشه ای کز کرده

به کنارش رفتم

دست او را که گرفتم

دست سردش این بار

در دو دستم جا ماند

داد و فریادم سخت

لحظه ها را لرزاند

من مقصر هستم

من خودخواه

سختی راه سفر

سفر این همه سال

خاطره را فرسود

خاطره مرد و خدا این را خواست

و فراموشی من

ملک الموت همان خاطره بود

بر افق های غروب شادم

پرده ای از شب غمبار کشیدم

من عزادار توام

چه کسی جای تو را می گیرد

در زمانی که در آن

نطفه ی خاطره ها می میرد
 

 

دوشنبه دوم تیر ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

«آه»



در عـشـق جـای آن غـرور شـهـسـوار مـرد نـیـسـت

هـرکـس تمنـا مـی کند بـرگشته و نـامــرد نیست

عـشـقـم بـیـا یک لحظه ای بر روی نامم مکث کـن

ایـن سرنوشت لـعـنـتـی را با دلـت بر عـکـس کـن

دیـگـر بـیـا غـم هـا به من آسان و بد پا می دهنـد

دل شـهـوت غـم دارد و من را به رسـوا می دهنـد

پـوشــانــده ام بـا خـنــده هـایـم گـریـه هـای زار را

پـوســانــده ام ایـن نـازکِ بـد جـنـس در انـظـــار را

دلـتـنـگ آن خـوابم که یک شب آمدی در خانه ام

مـرده بـرای لحظه ای هستم که باشی شانه ام

آهــنــگ هــا بــا یـاد تـو تـکــرار و تـکـراری شـدنـد

بـا هر کدام از شورشان این واژه ها جــاری شدند

شـایــد بـخـواهـد طـبـع مـن بـاز از هـوایـت گل کند

تـکـلـیـف دل روشـن نـشـد تـا کـی بـرایـت گل کند

مـن خـسـته ام از سال های بی حضورت نـازنـیـن

دیگر نمی خواهم که سالی نو شود بی تو همین

فـردا دروغـی از امــیــد خـوش زبــان بــود آفــریــن

مـن را کـشـانـد ایـن بـی وفـا تـا پـرتـگـاه ِ آخـریـن

افـتـادم از چـشـم تـو و پـیـدا شـدم درشـعر «آه»

چشمک به شعری می زنم تا گل کند از یک تباه

چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۳  توسط سعیدتابان  |

 

 

 

 

اعدام احساس
....
بمباران غنچه ها
چه کسی جای تو را می گیرد
«آه»

 

فروردین ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲

 

 

سلام سرخ
گلال
آوای سکوت
رهگذر
دفتر خاطره ها
غزل الف میم روز
آرمین
شعر من و تو
گربه عابد
یار دبیرستانی من
تکصدا نصر
چو ایران نباشد تن من مباد
تی تال
استاد هوشنگ رئوف
لرستان : سرزمین گنج‌هاى نهان
مرد لر
دستنوشته های یک زن
ایلیا,اهورا
عجیب ولی واقعی
باد صبا
مجله اینترنتی اسبیکو
وب نوشته های بهروز مرادی
هیچ عمیق
اشعار مهدی حسینی(مسافر)
عابرتاریخ
واتوره
پرواز تا خورشید
آغازی دیگر
عبیدشاکی(نوشته های رضا ساکی)
به تو محتاج شدم....
نگین سلیمان,سیدحجت الله موسوی زاده
وبلاگ شخصی فرهاد داودوندی
غزل های زیبای حسن اسحاقی
غرب صدا

 

انجمن شاعران جوان
شعرانه
انجمن ادبی شاعران پارسی زبان جهان
انجمن شاعران ایران
شاعران پارسی زبان
شاعر
شعرنو

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By PayamBlog :.